كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
542
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
الَّذِينَ آمَنُوا آنان كه گرويدند وَ تَطْمَئِنُّ و آرام مىيابد قُلُوبُهُمْ دلهاى ايشان بِذِكْرِ اللَّهِ به ياد خداى يعنى چون ذكر خدا شنوند بدان انس گيرند و آرام يابند يا دل ايشان بتوحيد او مطمئن است يا بذكر رحمت او يا بكلام او كه قوىترين معجزات است و در فصول از ابن عيينه رح نقل مىكند كه مراد از ذكر حضرت رسالتپناه ص است كه دلهاى مؤمنان به دو آرام گيرند أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ بدانيد كه بذكر خدا تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آرام مىيابد دلهاى مؤمنان مجاهد فرمود كه مراد اصحاب رض رسولاند ص و سلمى رح در حقايق آورده كه آرام دل عوام به تسبيح و دعا باشد و اطمينان دل خواص بصفات على و آرام دل علماء ربّانى بحقايق اسماء حسنى اما دل موحدان آرام نيابد الا بمشاهده لقا و هو المقصد الاقصى الَّذِينَ آمَنُوا آنان كه گرويدهاند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و بكردند عملهاى شايسته طُوبى زندگانى خوش است لَهُمْ مر ايشان را وَ حُسْنُ مَآبٍ و نيكو بازگشت ، طوبى بشارت است به شادى و خرمى و راحت و فرح و نعمت و خوشحالى يا نام بهشت است بلغت حبشه و اشهر آنست كه طوبى درختى است در بهشت عدن كه بيخ آن درخت در منزل حضرت رسالتپناه عليه الصلاة و السلام و هيچ غرفه و قصرى نباشد كه شاخى از طوبى در ان نبود و دو چشمه سلسبيل و كافور از زير آن منفجر باشد كَذلِكَ همچنانكه رسل پيش از تو فرستاديم أَرْسَلْناكَ فرستاديم ترا فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ بسوى امتى كه گذشته است مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ پيش از ايشان امتان ديگر لِتَتْلُوَا تا بخوانى عَلَيْهِمُ بر ايشان الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ آن چيزى را كه وحى كردهايم به تو يعنى قرآن وَ هُمْ يَكْفُرُونَ و حال آنكه ايشان نمىگروند بِالرَّحْمنِ به خدائى كه رحمن نام اوست مراد مشركان مكهاند كه چون گفتند ايشان را كه سجده كنيد رحمن را قالوا و ما الرحمن و در صلح حديبيه نيز رسالتپناه عليه الصلاة و السّلام مرتضى على كرم اللّه وجهه را فرمود كه بنويس بسم اللّه الرحمن الرحيم سهيل بن عمرو گفت ما ندرى ما الرحمن قُلْ هُوَ رَبِّي بگو اى محمد ص رحمن آفريدگار من است لا إِلهَ إِلَّا هُوَ هيچ معبودى سزاى پرستش نيست مگر حضرت او عَلَيْهِ برو نه بر غير او تَوَكَّلْتُ توكّل كردم در يارى دادن و مرا بر شما غالب ساختن وَ إِلَيْهِ مَتابِ و بسوى اوست بازگشت من آوردهاند كه جمعى از قريش گفتند اى محمد اگر خواهى كه ترا متابعت كنيم به قرآن خود كوهها را از حوالى مكه بردار تا زمين بر ما گشاده گردد و ديگر زمين را بشگاف تا چشمها و جويها پديد آيد و زراعت كنيم و قصّى بن كلاب را زنده گردان تا پدران ما در باب تو با ما سخن گويند آيت آمد .